خاطرات یک میلیاردر

لازم براي شروع هربيزينس و يا شكست ان

هیچ فرمولی برای موفقیت وجود ندارد(پاسخی به نقدهای دوستان )1
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٦   کلمات کلیدی: شیوا ،تایلند ،پوکت ،کلیدموفیقت

١-متشکرم از تمام کسانی که انتقاد کردن .این یک تعارف نیست . واقعا سپاسگذارم

2-گله مندم از کسانی که به جای ابراز نظر نسبت به انتقاداتی که از من شد .نسبت به منتقد برخورد برچسبی داشتند

3-در اینجا انتقادات را عینا کپی و نظراتم را می گویم

4-هنوز در عجبم که چرا علی و آرمینا نظری نمی دهند.

ب.ظ - جمعه، ۵ شهریور ۱۳۸٩

وب گرد

با توجه به مطالب قبلی نویسده و باری به هر جهت بودنش به نظر میاد مطالب نویسنده که بتونه نرخ رشد وبلاگ را حفظ کنه تموم شده. پس باید به نویسنده خوش ذوق و خوزستانی(می دونید که خوزستان بخصوص ابادان و اهواز به چی معروفند) فرصت داد. موفق باشید

 

دوست خوب من هیچ فرمولی برای موفقیت وجود ندارد.21 کلید رهبری،101راهکار برای موفقیت و........،،به نظرم اینها وجود ندارد. خوب هستند، برای جهت دهی. ولی کلید نیستند.خداوند در جزئیات هست.و تجربه دیگران در مسایل جزیی تا حدود زیادی می تواند هزینه به موفقیت رسیدن را کاهش دهد.بنابراین من همان طور که قبلا گفتم فقط اتفاقهایی که برایم افتاده و راهکارهایی که به ذهنم رسیده را تعریف می کنم و اگر دنبال کلیدی هستین . قطعا اینجا پیدا نخواهید کرد.

٢:۴۶ ق.ظ - شنبه، ۶ شهریور ۱۳۸٩

جاوید

در جواب وب گرد بگم که شما هم درست مثل دوستان من فکر میکنید که وقتی از ایران رفتم یا دیگه این آخرا هی میرم میام . واسه اینکه یه جاشون نسوزه میگن بابا این اصلن از خونش بیرون نرفته ! شما هم مثل دوستان من ..................هستی
و جناب کیامرزی ما همچنان منطزر هستیم . موفق باشید به امید ملاقات

 

برادر جاوید به بنده لطف دارند . ولی این چه طرز برخورد با منتقدین هست. با زدن برچسب به انها .

اینجوری که هیچی یاد نمیگیریم.من از شما جاوید عزیزم بسیار ناراحتم .

سعید از تبریز

یک سوال:شما دریکی از خاطراتتان به قرارداد 586 میلیونی وچک های پاس نشده اشاره داشتید.اینجا برای من خیلی پرابهام است چطور بعد اینکه ان سازمان طبق قرارداد عمل نکرد شما آن چکها را پاس کردید ؟ مگر موعد چکها نگذشته بود ومبالغ هم زیاد نبودند ؟میدانم که شما آنها را به سازمان دیگری فروختید ولی مسئله اینجاست که چگونه چکهای موعد سر رسیدشده را پاس کردید؟؟!

عزیز دل برادر توضیح داده ام که چکها همه برگشت خورد و طلبکارها در به در دنبالم بودند و از ترس انها دفتر نمی رفتم

ا۱:۱۴ ب.ظ - شنبه، ۱۶ امرداد ۱۳۸٩

شیوا

سلام
همه ی پستهاتون رو خوندم ، وبلاگ مفیدی دارید، خدا قوت ، اما در مورد خودم، امیدوارم بتونم از راهنمایی هاتون استفاده کنم ، راستش من همیشه تو ذهنم خیلی ایده ها دارم اما به محض اینکه میخواهم شروع کنم میفهمم هیچ ایده ایی ندارم ، دانشجوی مهندسی نرم افزارم و 20 سالمه ؛ اما همیشه دلم خواسته و میخواهد که از سن پائین شروع کنم و تغییری ایجاد کنم ، نوآوری داشته باشم ، فقط بحث در آمد شغل هم برایم مهم نیست ، مسائل دیگه ایی از جمله اینکه احساس کنم برای جامعه مفیدم خیلی برایم اهمیت دارد ، راستش هدفهای دیگه ایی تو زندگی داشتم، اما الان اینجام و حقیقاتا نمیدونم از زندگی چی میخواهم و چه هدفی دارم ، نمیدونم باید چطوری بفهمم چی میخواهم و چی کار میتونم بکنم ،منمیدونم واقعا در چه زمینه ایی میتونم خوب عمل کنم ، و نمیدونم اینها را چطوری باید بفهمم

.........ادامه دارد

 

 


سفرنامه تایلند2(نقد پادایران)
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٤   کلمات کلیدی: تایلند ،پوگت ،رستوران ،علی و آرمینا

مثلا ما با رستوران پادایران(رستوران علی و ارمینا)در روز سوم اشنا شدیم آنهم بعد از اینکه من تبلیغ آن را پشت یک تاکسی سه چرخ دیدم .

خیلی فکر کردم چرا با تورمن هایی که فارسی بلد هستند و  مسافرها را راهنمایی میکنند صحبت نشده که از همان لحظه اول ادرس ویا تبلیغ رستوران را به ما بدهند ؟

در رستوران های ایرانی در پاتایا و بانکوک تبلیغات بسیار جالبی از چنج پول ایرانی ،تماس با ایران و....دیدم . در یک رستوران ایرانی  چند مطلب با نام هموطن گرامی مراقب موارد زیر باشید دیدم .

به نظرم رسید اگر رستوران پادایران اطلاعاتی را که بلد هست از طریقی به طور رایگان در اختیار ایرانیان قرار دهد بسیار در مشتری یابی موفق عمل کرده . خدا وکیلی علی هر کاری برای کمک به ما کرد . ولی اگر این کار را خیلی رسمی انجام دهد . مثلا به مشتریان بگوید فلان تور خوب است یا اول فلان جا بروید . نه پس از سوال کردن مشتریان ،از یک راه مشخص در قالب یک بروشور رایگان با تلفن خودش(حالا می تواند یک شماره مخصوص این کار باشد)ایرانیها عاشق هر چیز رایگان هستند . به تبلیغات هوشمندانه ایرانسل دقت کنید . در هر آگهی یک چیزی را مجانی می گوید .

من موقعی که می خواستم به تایلند بیایم در اینترنت سرچ کردم در مورد ارزش پولش مطالب بسیار قدیمی بود . با توجه به اینکه آرمینا می گفت اینجا مشکل اینترنت نداریم . فکر میکنم یک وبلاگی که اطلاعات خیلی خوبی در این مورد به مسافران ایرانی بدهد . می تواند برای رستوران هم خیلی مفید باشد. البته خوانندگان باید حس کنند وبلاگ کاملا دوستانست و تبلیغ رستوران خیلی نامحسوس باشد.

یک کاری که شاید مقداری هزینه بر باشد و دقیقا نمی توانم در موردش نظر بدهم . ایجاد صفحه تبلیغ رستوران در تبلیغ تلویزیونی هتل هست فکر میکنم انجام شدنی باشد .

راه دیگر این است که به مسافران بگویید می توایند تلفنی غذا سفارش دهید و در هتل تحویل گرفته میل کنید . این به نظرم برای خیلی دوستان عالی به نظر می رسد .با توجه به هزینه پایین موتورسیکلت در پوکت و همچنین کوچکی شهر به نظرم تا حد زیادی امکان پذیر هست.

من فکر میکنم علی و آرمینا باید تمرکزشان را در این بگزارند که چه زمانی هتل 5 ستاره خود را در پوکت افتتاح خواهند کرد .

چون خودشان قبول کردن که بی رحمانه نقد کنم میگم.قیافه آرمینا و طرز حرف زدنش این طوری بود که ما رو نبینید از بدبختی اومدیم اینجا ما یک کسی بودیم قبلا.این اصلا خوب نیست.او باید با افتخار و سربلندی بگوید که ما برای سرمایه گزاری اومدیم می خوایم خدا کمک کنه هتل بزنیم در اینده و مطمئن باشه این انرژی مثبت حتی ممکنه برای هتلش سرمایه گزار پیدا کنه.

من از ارمینا پرسیدم روزی 10 هزار بات فروش دارین . گفت بستگی به فصلش داره. بعضی وقت ها بیشتر. من به جای اون بودم میگفتم . ما روزی صد هزار کمتر قانع نیستیم . شاید بهنام سرمایه گزار میشد و بهنام ها همیشه فراوان هستند.........ادامه دارد


سفرنامه تایلند
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٠   کلمات کلیدی: تایلند ،علی و آرمینا ،مشتری ،رستوران

سلام

1-فکر میکنم یک اشتباهی صورت گرفته ،اسم درست دوست ما، آرمینا هست نه آرمیتا (پوزش)

2-در قسمت نظرات علی و آرمینا اجازه نقد را به ما دادند ،پس نقد بیرحمانه را شروع میکنیم

3-من در خلال سفرنامه نقد را می نویسم . فقط از دوستان خواهش میکنم نظراتشان را حتما بنویسند

4-سفرنامه فقط از منظر تجاری هست

..........اولین چیزی که نظر شما را از همان فرودگاه جذب میکند .تلاش وافر مردم هست- در هر کاری که دارند-.تلاش وافری که نشان از رضایتمندی انها میدهد .(بعدها آرمینا به من گفت :4نفر توی یک اتاق 12 متری زندگی میکنند و از همه چیز راضی هستند و هیچ توقعی هم از دولت ندارند)

خیلی جالب بود این را آرمینا به عنوان نقطه ضعف میگفت.من نظری همسو با او ندارم .چون دقیقا ما برعکسیم همه چیزمان توقع هست –از پدر که چرا در جوانی فلان کار را نکرده که ما امروز پولدار باشیم از پدربزرگ که چرا فلان زمین را فروخته که الان 2 میلیارد قیمتش هست از دولت که چرا این همه کوتاهی میکند و..........وخیلی جالب هست که کار خاصی هم جزغرو لند کردن نمی کنیم 

در استان مازندران که من به دلایلی بسیار اشراف دارم بر زندگی مردمانش بزرگترین مشکل جوانان بیکاری هست .در انجا جوانان بسیاری دنبال کار با ماهی 150 هزار تومان میگردند .در تایلند آکواریوم های کوچکی درست کرده بودند مملو از ماهی های بسیار ریز که شما با پرداخت مبلغ 5000 تومان حدود نیم ساعت پاهایتان را در اکواریوم می گزاشتی و دوستان تایلندی ما ادعای ارامش اعصاب و ....اینها را داشتند، کار بسیار لذت بخشی بود . ایا واقعا در شمال انجام این کار غیر ممکن خواهد بود . تنها تفاوتش در ایران و تایلند این است که در ایران برای خانمها نیاز به یک اتاق با یک پرده برای این کار دارین شما تصور بفرمایید فقط روزی 10 نفر در ایران از این کار استقبال کنند می شود روزی 50 هزار تومان یعنی ماهی یک ملیون و پانصد هزار تومان

برخورد دوستان شمالی ما را با توریست حتما دیده اید .(نه همه افراد )برخورد تیغ زدن، برخورد لحظه ای، فقط یک بار، با توجه به وضعیت بسیار بهتر ایرانیان فکر میکنم فقط با کمی تلاش نه با انتظار کشیدن از دولت می توانند خود مردم برای خود کار ایجاد کنند . با سرمایه بسیار اندک

دوستان روشنفکر ما هم فقط مقاله می دهند که دولت فلان سرمایه گزاری را بکند و ....تا وضعیت توریست خوب شود من در مجلات اقتصادی هرگز راهکاری با توجه به شرایط موجود ندیدم فقط غر زدیم

موارد متعدد بسیاری هست که به امید خداوند به تدریج خواهم گفت . جالب انکه فقط یک نفر در انجا غرو لند کرد و من شنیدم انهم دوستان ایرانی ما . پلیس حق و حساب میگیره . 51 در صد مغازه باید به نام یک تایلندی باشه و...........ولی آرمینا هرگز نگفت چه راهکارهای بهتری برای جذب مشتری هست .چه کارهای می شود کرد و هنوز نکرده ..............ادامه دارد


بدقولی من ،دیر شدن مطلب جدید .سفر تایلند و علی وآرمیتا
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٤   کلمات کلیدی: تایلند ،علی و ارمیتا ،ایران ،رستوران

سلام

اول..... ببخشید خیلی دیر شده به روز کردن مطالبم .این دفعه بیشترش تنبلی نبوده، گرفتاری بوده

دوم ..... من ایران نبودم  جای شما خالی رفته بودم تایلند کلی چیز یاد گرفتم و کلی ایده به ذهنم رسیده .می خوام با شما اونها را به اشتراک بگزارم

سوم ....... در یکی از شهرها با خانم و اقایی به نام علی و ارمیتا اشنا شدم که یک رستوران غذای ایرانی ایجاد کرده بودند . می خوام اینجا ازشون اجازه بگیرم که بی رحمانه نقدشون کنم . در عوضش قول میدم اولا پیشنهادهای خوبی از همه ما دریافت کنند . دوما ادرس و مشخصات رستورانشون را بزارم که دوستانی که میرن تایلند حتما پیش این دوستان ما بروند